خرید بک لینک
بعد یه هفته شاید بیشتر باشگاهمو رفتم ودر نهایت تعجب وزنم ب ب وضع تعادل برگشته حالام برای رسیدن ب ایده ال برنامه گذاشتم :) ینی حالا هیچ اضافه وزنی ندارم :) 5کیلو چربی رو نابود کردم . دیشب سایت سازمان ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد کمالی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 0:55

این روزا الکی خوشم ..پر از افکار مثبت وقشنگ از اینده :) پر از شوق خرید برای رفتن ب دانشگاه :)) هنوز هیچی معلوم نشده شلوغش کردم مامان این ماهیتابه خوشگله رو من میبرم برا نیمرو :)) مامان فلان چیزم باید ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد کمالی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 0:55

چه قد طول میدن این جوابای نهایی رووووو

برچسب: نویسنده: مهراد کمالی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 0:55

این روزا همش دارم کتاب میخونم کتاب عظر سنبل عطر کاج . (دوس داشتم و گاهی خسته کننده میشد چون زیادی طولش میداد اما فصول اول واخرش رو خیلی دوس داشتم ) از ان تیپ دخترها نباشید .(اموزنده بود و ارزش یبار خوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد کمالی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 0:55

نشد ک بشه اوایل ناراحت بودم شدیدا وگیر داده بودم ب خدا وقهر و شکایت و اما حالا پذیرفتمش و امسال برای رشته بهتری میجنگم و ب کم قانع نمیشم اهداف بزرگتر من ب ی شغل خوب نیاز داره و من دست از اون رویایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد کمالی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 0:55

این روزا دارم فکر میکنم از کجا شروع کنم و هنوز سردرگمم این هفته فک نکنم بتونم درست حسابی شروع کنم اخه کلی کتاب جدید باید بخرم :) و میخوام برم خرید یک سری لوازم تحریر یجور خرید انگیزشی شاید باورت نشه اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد کمالی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 0:55

چی میشد اگه بعضیا راجع ب زندگیت وانتخاب هات دهنشونو میبستن نظر نمیدادن ؟؟؟ فقط بی درک بودن خودتونو نشون میدین هه! من نه احتیاج ب نصیحت این جور افراد بی درکی دارم ن برام مهمه چ فکری درموردم میکنن رتبه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد کمالی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 0:55

دیگه اینجا کافیه تعطیلش میکنم واگه حسش بود میرم ی جای دنج تر و راحتر میرم ک راحت بنویسم بدون اینکه کسی منو بشناسه و این حالمو خوب میکنه :) دلم برای اینجا تنگ میشه...اینجا ی یادگاریه ک مطمئنم باز میام ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد کمالی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 0:55

نمیتونم اینستا پست بزارم اصلن جای دنج وراحتی نیستاز بیکاری وبیحوصلگی گفتم بیام اینجا روزمره بنویسم! ب چند ماه پیش فکر میکنم که عی بابا چه قد برنامه داشتم راستی چرا زبان نمیخونم ؟ چرا کتاب نمیخونم ؟ چرا ورزشم یکی درمیون شده؟چرا خونه عمه نرفتم با دختر عمه ها بترکونم چرا خونه عمو نرفتم که باز بترکونیم چی شد اون همه ذوق ؟؟؟ بیا عوض شو وشهریور رو ب اسم خودت بزن هنوز 30روز وقت داری برا همه این برنامه هاادامه مطلب

برچسب: بیکاری,شدید, نویسنده: مهراد کمالی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 11:32

زیست جاااانننن چرا با من اینطوری میکنی خو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من کاملا موافق صلح ودوستی ام ...یکم افزایش بیاب جانا ! K و اما تو ای فیزیک بد سرشت ..تو یقینا زاده ذهن یک انسان عوضی علاف بوده ای یک ادم اذیت کن به تمام معنا وقتی میفهممت شیرینی اما اگه ...افتضاحی مث دارک چاکلت 95 درصد حتی! کنکور هم داره نفسای اخرشو میکشه و من تازه دارم بخودم میام وحالا میخوام زور بزنم امید دارم که کفایت کنه و بچه خفه نشه و بلاخره راحت شم( مدیونی اگه فک کنی من مامایی دوس دارم) دیگه فیزیو ندوست :/ نپرس جانم خودمم فاز را نمیدانم! p n: خب بلاخره تموم شدن وبرای سااالهاا باقی خاهند موند ومن با خوندنش همه رو یاداوری میکادامه مطلب

برچسب: تیرماه, نویسنده: مهراد کمالی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:21

همه چیز چقدر بی رنگ ب نظر میرسه تمام چیزایی که وقت کنکور باعث خوشی و سرگرمیم میشدن الان نمیشن الان نه دوس دارم لالالند ببینم نه نهنگ انبر2و نه هیچ چیز دیگهنه دوس دارم مسافرت برم و نه حتی خرید گوشی خوشحالم کرد ریشه خوشحالی من توی قبولیم گم شده ...خدا جونی امسال پیرا پزشکی بیارم توروقرعان بخدا خسته شدم فدات شم نقطه عطف میخوااااام ...... رفتم کتابای مزخرف کتابخونه رو. پس دادم و دوتا دیگه اوردم کمی طول میکشه علاقمو پیدا کنم نمیدونم اما حس میکنم گرایش به فمنیستی دارم دیگه یه رمان عاشقانه سرگرمم نمیکنه و خسته کننده س برام دلم میخواد بیشتر بفهمم نه اینکه عاشقانه های دراز و خسته کننده یه نویسنده بیخودادامه مطلب

برچسب: روزهای,تابستانی, نویسنده: مهراد کمالی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:21

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: سلمان, نویسنده: مهراد کمالی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:21

امروز مامان بابا نبودن و من باید خواهرمو میرسوندم کلاس زبانبچه تو راه اینقد چرت گفت که دیوونه شدم همش میگفت کیفت رو محکم بگیر ندزدنش فلان توشه گفتم خواهر جااان اگه کسی هم نمیخواست کیف منو ببره با این حرفات فک میکنه خبریه میذزدتش :| و رسیدم کلاس زبانی که منم قبلن میرفتم واقای V دوس داشتنی معلم خودمم بوده از وقتی روژین ثبت نام کرد هی ازش درمورد معلم قدیمیم میپرسم و کلافه ش کردم و بلاخره دیدمش عزیییییزززززمممممم خخخخخخ منو دید با خوشحالی ب خواهرم گفت همسن تو بود دانش اموزم بود بعدا پرسید در چ حالم (چ قد بده کنکوری بودن اینجور مواقع الان من نه در حال تحصیلم ونه بدون تحصیل خخخخ گفتم منتظر جواب کنادامه مطلب

برچسب: دیدار,معلم,دوسداشتنی, نویسنده: مهراد کمالی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:21

بعد از چند روز نگرانی و استرس اینکه نکنه بمونم لنگه ظهر با صدای زنگ گوشی بیدار شدم دوستم بود کمی حرف زد وگفت نتیجه اعلام نشده گفتم نه بیس دیقه نگذشت مامان گفت حنا جوابا اومدن ..منم فوری پریدم پشت میز و یاعلی سایت فوری اومداروم و قسمت قسمت دیدم نمیخواستم شکه شم سختم بود ببینم نشده اما مجاااااز بودمممممم این برام عالی بود بالا پایین رفتم رو صندلی خخخخخخخ بعد رفتم پایین تر رتبه متوسطی بوود 15هزار اما برام این مهم بود میشه رفت بابا ک همش منو عصبی کرد امروز مامانم گیر داده تربیت معلم انتخاب اوله ومنم هی بحث میکنم بابا من خودم راضی م توانمو گذاشتم شرایط و روحیم نذاشت بیشتر تلاش کنم ک اونم مهم نادامه مطلب

برچسب: نتیجه,کنکور, نویسنده: مهراد کمالی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:21

دنبال شعرای قشنگ تو لیست متنام بودم چیزی پیدا نکردم وصف حالم باشه دیروز عصرش ک حسابی پکر بودم و پر از غم شاید ..نتونستم ریشه غم رو پیدا کنم هرکسی اون روز ب سهم خودش باعث ناراحتیم شده بود امروز انتخاب رشته رو وارد سایت کردم دلم اشوب بود و ترسیدم یه وقت ...اما نه امید دارم چون رتبهم خوبه و امکن قبولی تقریبا وشاید حتی زیاد ...دیروزش بزور پدر رو راضی کردم ک بذاره چندتا شهر دور هم بزنم ب سختی ومرارت راضی شد اونم فقط چندتا از یه رشته که ارزششو داشته باشه لاقل دلم برای بلاگ عزیزم حسابی تنگ شده بود ..تصمیم دارم یه بلاگ بزنم و شعرای قشنگ ومتنای موردعلاقمو توش بنویس اما هنوز قطعی نیست رفقای بیمعرفتم روادامه مطلب

برچسب: روزمره, نویسنده: مهراد کمالی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:21

صفحه بندی