انگیزه - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 0:55
بعد یه هفته شاید بیشتر باشگاهمو رفتم ودر نهایت تعجب وزنم ب ب وضع تعادل برگشته حالام برای رسیدن ب ایده ال برنامه گذاشتم :) ینی حالا هیچ اضافه وزنی ندارم :) 5کیلو چربی رو نابود کردم . دیشب سایت سازمان
هیجانات و ذوق زدگی این روزا - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 0:55
این روزا الکی خوشم ..پر از افکار مثبت وقشنگ از اینده :) پر از شوق خرید برای رفتن ب دانشگاه :)) هنوز هیچی معلوم نشده شلوغش کردم مامان این ماهیتابه خوشگله رو من میبرم برا نیمرو :)) مامان فلان چیزم باید
منتظر سرنوشت - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 0:55
چه قد طول میدن این جوابای نهایی رووووو
کتاب هایی ک این مدت خوندم - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 0:55
این روزا همش دارم کتاب میخونم کتاب عظر سنبل عطر کاج . (دوس داشتم و گاهی خسته کننده میشد چون زیادی طولش میداد اما فصول اول واخرش رو خیلی دوس داشتم ) از ان تیپ دخترها نباشید .(اموزنده بود و ارزش یبار خو
تلاش دوباره برای اینده ای بهتر - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 0:55
نشد ک بشه اوایل ناراحت بودم شدیدا وگیر داده بودم ب خدا وقهر و شکایت و اما حالا پذیرفتمش و امسال برای رشته بهتری میجنگم و ب کم قانع نمیشم اهداف بزرگتر من ب ی شغل خوب نیاز داره و من دست از اون رویای
برنامه ریزی برای اینده - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 0:55
این روزا دارم فکر میکنم از کجا شروع کنم و هنوز سردرگمم این هفته فک نکنم بتونم درست حسابی شروع کنم اخه کلی کتاب جدید باید بخرم :) و میخوام برم خرید یک سری لوازم تحریر یجور خرید انگیزشی شاید باورت نشه ا
این حجم از عصبانیت وحرص - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 0:55
چی میشد اگه بعضیا راجع ب زندگیت وانتخاب هات دهنشونو میبستن نظر نمیدادن ؟؟؟ فقط بی درک بودن خودتونو نشون میدین هه! من نه احتیاج ب نصیحت این جور افراد بی درکی دارم ن برام مهمه چ فکری درموردم میکنن رتبه
من با تاب من با تب خانه ای در طرف دیگر شب ساخته ام(پایان) - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 0:55
دیگه اینجا کافیه تعطیلش میکنم واگه حسش بود میرم ی جای دنج تر و راحتر میرم ک راحت بنویسم بدون اینکه کسی منو بشناسه و این حالمو خوب میکنه :) دلم برای اینجا تنگ میشه...اینجا ی یادگاریه ک مطمئنم باز میام
بیکاری شدید - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 11:32
نمیتونم اینستا پست بزارم اصلن جای دنج وراحتی نیستاز بیکاری وبیحوصلگی گفتم بیام اینجا روزمره بنویسم! ب چند ماه پیش فکر میکنم که عی بابا چه قد برنامه داشتم راستی چرا زبان نمیخونم ؟ چرا کتاب نمیخونم ؟ چرا ورزشم یکی درمیون شده؟چرا خونه عمه نرفتم با دختر عمه ها بترکونم چرا خونه عمو نرفتم که باز بترکونیم ...
5تیرماه96 - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 16:21
زیست جاااانننن چرا با من اینطوری میکنی خو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من کاملا موافق صلح ودوستی ام ...یکم افزایش بیاب جانا ! K و اما تو ای فیزیک بد سرشت ..تو یقینا زاده ذهن یک انسان عوضی علاف بوده ای یک ادم اذیت کن به تمام معنا وقتی میفهممت شیرینی اما اگه ...افتضاحی مث دارک چاکلت 95 درصد حتی! کنکور هم داره نفسای...
روزهای تابستانی - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 16:21
همه چیز چقدر بی رنگ ب نظر میرسه تمام چیزایی که وقت کنکور باعث خوشی و سرگرمیم میشدن الان نمیشن الان نه دوس دارم لالالند ببینم نه نهنگ انبر2و نه هیچ چیز دیگهنه دوس دارم مسافرت برم و نه حتی خرید گوشی خوشحالم کرد ریشه خوشحالی من توی قبولیم گم شده ...خدا جونی امسال پیرا پزشکی بیارم توروقرعان بخدا خسته شد...
سلمان خان - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 16:21
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
دیدار معلم دوسداشتنی - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 16:21
امروز مامان بابا نبودن و من باید خواهرمو میرسوندم کلاس زبانبچه تو راه اینقد چرت گفت که دیوونه شدم همش میگفت کیفت رو محکم بگیر ندزدنش فلان توشه گفتم خواهر جااان اگه کسی هم نمیخواست کیف منو ببره با این حرفات فک میکنه خبریه میذزدتش :| و رسیدم کلاس زبانی که منم قبلن میرفتم واقای V دوس داشتنی معلم خودمم ...
نتیجه کنکور96 - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 16:21
بعد از چند روز نگرانی و استرس اینکه نکنه بمونم لنگه ظهر با صدای زنگ گوشی بیدار شدم دوستم بود کمی حرف زد وگفت نتیجه اعلام نشده گفتم نه بیس دیقه نگذشت مامان گفت حنا جوابا اومدن ..منم فوری پریدم پشت میز و یاعلی سایت فوری اومداروم و قسمت قسمت دیدم نمیخواستم شکه شم سختم بود ببینم نشده اما مجاااااز بودممم...
روزمره - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 16:21
دنبال شعرای قشنگ تو لیست متنام بودم چیزی پیدا نکردم وصف حالم باشه دیروز عصرش ک حسابی پکر بودم و پر از غم شاید ..نتونستم ریشه غم رو پیدا کنم هرکسی اون روز ب سهم خودش باعث ناراحتیم شده بود امروز انتخاب رشته رو وارد سایت کردم دلم اشوب بود و ترسیدم یه وقت ...اما نه امید دارم چون رتبهم خوبه و امکن قبولی ...
از سری خواب های سلمان :) - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 16:21
یه نامه که پیداش نکردمیه خواب عصبی کننده بچه های تخس وشلوغ سلمان خان درهم از ادمای دیگه و گاهی ناشنا یه کمد که نامه ای اونجا بود پر از کتاب اما پیداش نکردم لبخندی ک زد و پر از مفهوم بود برام , مفهوم عشق ولبخندی که تشویقم میکرد نامه رو پیدا کنم اما گیج بودم ,اون اینجا , فلشی که به سمت کتابا بود نامه ...
منِ بی حوصله - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 16:21
ﺑﻌﻀﯽ ﺭﻭﺯﻫﺎ، ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎﺳﺖ. ﺩﻟﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻨﺸﯿﻨﯽ ﯾﮏ ﮔﻮﺷﻪ ﻭ ﺳﺮﺕ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ. ﻧﻪ ﮐﺴﯽ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﺪ، ﻧﻪ ﺻﺪﺍﯾﺖ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻧﻪ حتی ﺣﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﺑﭙﺮﺳﺪ. ﺩﻟﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﻪ ﻟﺒﺎﺱ ﺗﻤﯿﺰﺕ ﺭﺍ ﻧﭙﻮﺷﯽ، ﻣﻮﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺷﺎﻧﻪ ﻧﮑﻨﯽ و از پشت جمعشان کنی،جای خوابت را مرتب نکنی ﻭ ﺣﺘﯽ ﺁﻥ ﺁﻫﻨﮕﯽ ﺭﺍ ﮔﻮﺵ ﮐﻨﯽ، ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺭَﺩَﺵ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯼ. ﺩﻟﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎﻝ...